|
تصمیمی گرفته ام می خواهم به قبرم باز گردم. میان شما جای منه ساده نیست. نه من لیاقت دغل بازی های شما را دارم!!! و نه شما ارزش صداقت من را دارید!!! فقط .. تنها کاری نکرده باقی مانده...... سنگ قبرم را چه کسی روی سرم میگذارد؟ پ.ن: زنبورها دیگه گل رو هم نیش می زنن! * هی پیرمرد، من که چیزی نمی گم. هر چی می دی آخرش می گم شکرت! اما تو خودت این دفعه بیا، دلم رو خـــوب بگرد. اگه یه وجـــــــــــــــب جای خالی توش مونده که دردی نداشته باشه، این یکی رو هم بچپون توش! من که نمی دونم کجا جاش بدم.....
پا نگذار روی دلم ساده دست نکش خالی ام همه می گذرند از من پ.ن: گم شده ام من
می خواهم بیاسایم لختی خیمه بزنم در تنی به اندازه ی خودم نه بزرگتر که در آن گم شوم نه کوجکتر که جایم تنگ شود که حقیر شوم که کوچک شوم بو می کنم زمین را با تمام احساسات چندگانه ام تا بیابم تنی را که جا دارد در آسمان... سایه ای می خواهم که در نور تنفس می کند تا پنهان شوم پشتش در هنگام ترس ها و رنجش های کودکانه ام.... پ.ن: حوصله ام سر می خورد... نمی ماند... سر می رود... پی شعله ای! تابی نیست.... طاقتی نیست... به! game over برخورده ام.... چاره اي نيست.
بی راهه رفته بودم آن شب! دستم را گرفته بود و می کشید زین بعد همه ی عمرم را بی راهه خواهم رفت. پ.ن: بچه که بودم مدام دستم را از دستان نگرانی که مراقبم بود رها می کردم وآرزویم بود که یک بار هم که شده تنها از خیابان زندگی رد شوم. حالا که دیگر نمی شود بچه بود و فقط می شود عاشق بود از سر بچگی هر چه وسط خیابان زندگی سر به هوا می دوم هیچ کس حاضر نمی شود دستم را بگیرد و برای لحظه ای حتی مراقبم باشد.
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد امشب دلی کشیدم شبیه نیمی سیب که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگها ناپدید ماند.......... پ.ن: دوستی بسته ی پیچیده به روبانها نیست که کسی روز تولد به کسی هدیه کند. والنتاین مبارک
سلام . . خداحافظ چیزی تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید تا بل باز شود این در گم شده بر دیوار پ.ن: پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست.
این جایم بر تلی از خاکستر پا بر تیغ میکشم و به فریب هر صدای دور دستمال سرخ دلم را تکان می دهم. پ.ن: یادم تو را فراموش
جامانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد نه موهای سیاه و نه دندانهای سفید پ.ن: خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد
تو را هر چه انکار می کنم باز قسمتم بودی اما به کدامین نفرین تلخ بر من هوار شدی ... پ.ن: زندگی شاید خود منم!!!!!!
پشت كدامين لحظه بن بست جا ماندي تا ببيني دختري اينجا مي خواست در تنهايي خويش آسمانش را باتو قسمت كند؟؟؟؟ وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود كه حتي تجسم آسمان كوچك من در آن گم شد.... هيچ كس ندانست در بي پناهي شبهاي بي ستاره ام چقدر لبان و قلبم پر از ستاره و دوستت دارم بود..... و من چقدر بر حقيقي بودنش برخود ميباليدم.... اما.............. شايد كه ديگر مهم نيست كه از تو گلايه كنم...... ديگر از خدايم هم نخواهم پرسيد كه چرا سهم من از اين همه سكوت و گذشت و عشقي بي آلايش چيزي جز سركوب غرور سنگسار احساس و منطقهاي بي دليل نبود؟؟؟....... من ميروم تا در پس ستارگان خاموش خويش گم شوم بي آنكه تو را در آسمان كوچكم گم كنم....... و ديگر هرگز از تو نخواهم پرسيد كه چــــــــــــرا وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود كه حتي تجسم آسمان كوچك من در آن گم شد؟؟... ديگر هرگز نخواهم پرسيد چــــــــرا.................. چــــــرا.................. چــــرا.................. پ.ن: زندگی شاید طنابی ست که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد.
|
About![]()
اگه کسی و دوست داری نه براش ماه باش و نه خورشید چون هر دوشون بالاخره میرن. براش آسمون باش چون آسمون همیشه بالای سرش می مونه. Archivesاردیبهشت 1387فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 Links
ازت متنفرم (ندا جون) |